طی حکمی برای ماموستایان بزرگوار ماموستا ملا حسین و ماموستا ملا سیف الله به چند سال زندان و چندین سال تبعید در اصفهان و زنجان محکوم شدند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 23:9  توسط سنی
|
ماموستا ایوب گنجی در زندان دادگاه ویژه روحانیت در همدان می باشد و چند وروز پیش پدرش از او ملاقات کرد در این ملاقات ماموستا ایوب گنجی همچنان که در ملاقات قبلی خود با همسرش اعلام کرده بود آنچه ملا حسن خائن از قول من گفته دروغ محض است و من یک کلمه هم با او صحبت نکرده ام.
ان الله مع صابرین
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 17:13  توسط سنی
|
خلاصه بیانات جناب زارعی به قرار ذیل است:"آقای گنجی در اواخر سال گذشته دو بار (بار اول حدود 3 روز و بار دوم 13 روز) ناپدید شدند، و خود مردم اظهار میکردند که توسط افراد وابسته به نظام و حاکمیت ربوده شدهاند. اما اکنون در بازداشتگاه اظهار دیگری دارند! مبنی براینکه خودشان عامل ناپدیدی بودهاند کسی او را نربوده است. و اظهار نمودند که مطلب را خود شخصا" از وی (ماموستا ایوب گنجی) شنیدهام. و در ادامه بیان نمودند همچنان که برادران و خواهران ایمانی ما خبردارند در گذشته تلاشمان همواره این بوده که اختشاش و نا آرامی به این واسطه فراهم نیاید. جوانان عزیز و بایستهی ما دچار درد و رنجی نشوند امشب هم با لحاظ این مصلحت من را به میان شما مراجعت دادهاند. لذا بیانات من به اذن الهی برای دفع شری است نه چیز دیگر..."و اما چند سوال:براستی شیوه بازداشت استاد زارعی و آقای گنجی به شکل انجام شده، امری پسندیده و مطابق با شرع و قانون بود؟! آیا آقای زارعی که همگان او را به فردی خیر خواه و خادم دین و مردم، و انسانی مودب و بدور از هر جریان و گروهی میشناسند. به چه جرمی بازداشت و زندانی شدند؟
چرا بعد از بازداشت شدن آقایان زارعی و گنجی، خود گنجی به میان بزرگان قوم آورده نمیشود تا با زبان خویش اعلام نماید که قضیه به گونهای دیگری بوده است و این مهم را مردم از زبان خود او بشنوند نه کسی که در این واقعه به جرم خیر خواهی این همه باید تاوان پس دهد؟! آیا خیرخواهی و جاذبهی آقای زارعی نسبت به آقای گنجی که از نوجوانی او را جذب، مسجد و تعالیم دینی کرده بود و عدم دافعهی وی، جرم تلقی شده و بایستی با او چنین برخورد شود؟ آیا بعضی برادران و خواهران مسلمان ما نیز در اجتماع بایستی به صرف یک نقل قول، فریب و نیرنگ بازیگران این صحنهها را بخورند و خادمان شایسته و بایستهی خویش را خائن تلقی نمایند! من از بیگانگان هرگز ننامم ..............که بامن هرچه کرد آن آشنا کرد
آیا تسخیر قلعهی مسجد النبی (ص) در سال "نو آوری و شکوفائی" یک تالیتلو سال "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" است! بالاخره آیا مسئولین امنیتی و بعضی از اهل ظن و گمان روز داوری را قبول دارند که چنین می کنند و چنان میگویند.
گوییا باور نمی دارند روز داوری .............. کاین همه قلب و دغل در کار داور می کنند .
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 15:32  توسط سنی
|